تبليغاتX
 el
el
این جا که خانه ی من است
el
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي

که جامائیکا هم کشوری‌ست...

    پشتيباني

    قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

    Powered by
    Blogfa.com
    Online Template Builder
داو اول < در کجای این ماجرای هندسی درونی باید زیست؟

آگاهی از امنیت و آزادی

 

Car nous sommes he sommes pas

چرا که ما در جایی هستیم که نیستیم

«پیر ژان ژو»

 

 

آیا آن زمان که جنسیت، رنگ های استعاره را باز می نمایاند؛ ما باز هم می توانیم و باید بر حقیقت جنسی پافشاری کنیم؟ آیا باید این استعاره را شدت بخشید؟ آیا قواعد گروه حاکم، باید و سزاوار است بر بازی ما – هر یک از ما – حکم فرما و توانا باشد؟ در هر صورت، هر زمان از این قواعد بهره گیریم؛ به آن ها جلا بخشیده ایم و به آن ها رسمیت داده ایم. و این گونه است پوسته ی خشکیده ی هر ماهیت برساخته. و این به ما – هر یک از ما – اجازه می دهد هر انسان را در هیئت پوسته اش ملاقات کنیم.

.

.

.

.

برای ورود به این بازی، نخست متنی را مبتنی بر تحلیل بازی یاد شده و پرسش مطرح در آن، آماده کرده بودم و قصدم این بود که متن را در el قرار دهم. و در نهایت در پی طرح و بسط بازی جدیدی بر آیم.

ولی با پی گیری جریان بازی از این عمل باز ماندم؛ واکنش سلبی، محافظه کارانه، و عقیم – به لحاظ استدلال منطقی – در برابر متن علی، از قرار دادن متن یاد شدهمنصرف م کرد گرچه امید داشتم متن هایی با رویکرد و زاویه ی برخورد متن علی – مخالف یا موافق! – راه را برای بحث جدی و درگیرانه باز کنند و پیش برند.

.

.

یقینن تعیین و تعریف مرزهای کلام، راهی به استقرار سرکوب گرانه و استعمار خواهانه ی تفکر ساخت گرا، به ما نشان می دهد؛ دری که ماهیت ش مفروض به قرینه ی شناسایی و تثبیت خود / دیگری است. که این فریضه، اصول بنیادین ساخت یقینی مرکز گرا را مشروعیت بخشیده و واجب الاجرا می خواند.

.

.

.

.

نمی دانم. .

آیا می توانم بد بین باشم؟ و آیا می توانم در پس این سوالی که بازی را جاری می کند؛ در پی یک استراتژی نظام مند یا بهتر است گفته شود نظامی گرا، باشم؟

مشتاق و مصر هستم تا شاید از این مجرا بتوانیم ظرفیت ها و محدودیت های چونین گفتمانی را استخراج کنیم.

و بد بینی من بیش از آن که به موارد ذکر شده در بالا بیاویزد؛ به نگاه و کنش نسبت به هویت جنسی و در پی آن مسائل منبعث از این رویکرد باز می گردد. چرا که این پدیدار هم مانند خیل عظیمی از مسائل مورد توجه ما – هر یک از ما به عنوان فردی حقیقی – گرفتار تظاهراتی سهل انگارانه، مصرفی، فاقد پشت گرمی اندیشگانی و توده گرا شده است.

.

.

.

یا به قول دوست عزیز «گاستون بشلار» :

اما آیا وجودی که دری را می گشاید، همان وجودی است که در را می بندد؟

آیا . . . . . .؟

 

اردیبهشت ماه 1387

الهام ملک پور


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!