تبليغاتX
 el
el
گاهی هستم، گاهی می اندیشم
el
امکانات و ابزارها

لينکدوني
لينکهاي روزانه
یکی از ما . . .
مجموعه‌‌ای از مارکسيست‌ها و منافقان
یکی از ما . . . .
فاز دوم کودتا کلید خورد
مهاجمان خودشان زخمی و بعد کشته شدند
خیابان 67
يک مشت گوساله بزغاله با ولايت مخالفت می‌کنند!
انصار حزب‌الله دانشگاه آزاد مشهد را به خاک و خون کشيد
سازمان ملل . . . . . خشونت‌های عاشورا تکان‌دهنده بود
اعتصاب غذا
پيکر شهيد علی حبيبی موسوی، خواهرزاده ميرحسين موسوی، تحت تدابير شديد امنيتی به خاک سپرده شد
دادستان کل کشور در جلسه غير علنی مجلس از تحت تعقيب بودن برخی "سران فتنه" خبر داد
اعدام قریب الوقوع
BBC . . . . عاشورایی که آمریکا را تکان داد
بزرگ‌ترين برگ برنده‌ی جنبش سبز مسالمت‌آميز بودن آن است
بدون ملاحظه برخورد کنند، ايسنا
سبزهای فرانسه
دفتر و بيت آيت‌الله منتظری در محاصره
بيانيه هيات دولت: تماميت کفر و باطل، الحاد و نفاق در برابر تماميت حق صف آراست،
مشخصات قاتل
دفتر و بيت آيت‌الله منتظری در محاصره نيروهای لباس‌شخصی
دانشگاه علوم پزشکی شیراز . . . . . تعطیل
زمينه‌سازی برای دستگيری "مردمی" ميرحسين موسوی
اختمال دستگیری موسوی
فراخوان جمع آوری منظم اسناد جرائم جمهوری اسلامی
فیلم ش هنوز موجود نیست
جلسه ۶:۳۰ صبح مجلس و مسئولان امنیتی / ۷ دی, ۱۳۸۸ | ۱۸:۲۶
صالح دلدم، آزاد شد
نگاهی به مدل آفریقای جنوبی
Neda of ashura
مصادیق جرایم رایانه‌ای اعلام شد
آیت الله دست غیب . . . . قفل سکوت را بشکنید
روز . . . موج دستگیری در فردای عاشورا
اصفهان . . . بازداشت 400 نفر
برای رسیدن به مهدی کروبی
در برلین
دستگيری ۱۴ نفر به اتهام فراری دادن زندانيان سيرجان
مرگ چنگیز بخت آور
حمله به کروبی
گزارشگران بدون مرز . . . . برقراری سکوت برای کشتار!
گزارش ماه . . . . نقض حق بشر
پایان دوره عشق‌های تابستانی
ما شکست خوردیم
سرنوشت نامعلوم
بازجویی در بیمارستان
پلیس: هشت نفر در روز عاشورا کشته شدند
DW . . . . «انقلاب خزنده» در ایران
آیا «دیوار برلین» در ایران فرومی ریزد؟
پيام تسليت و بيانيه سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحکيم وحدت)
پليس ايستگاههای متروی مرکز شهر را تعطيل کرد
طبقه بندي موضوعي

که جامائیکا هم کشوری‌ست...

    پشتيباني

    قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

    Powered by
    Blogfa.com
    Online Template Builder
یک شعر نگفتنی
 

شراب خانگی ِ ترس محتسب خورده

با عنوان فرعی ِ باستان­شناس

 

کاری از امیدرضا

 

 

 

¥

چند­وقتی ست پیاده آمده­ام

بچسبم به اين چهار­پا

چند­وقتی دیگر پیاده می­آیم

راه در راه به انضمام  ِ . . .

. . . هزار­پایی شبیه چشم

و این که هیچ­سوراخی پر­نمی­شود

این­که دعا می­خوانیم و پشت ابرها سوراخ است

.

می­شود بیاوری لطفن

می­شود برهنه شوی

من بیش­تر از همیشه

می­آوری

.

.

اين خون در رگ­ها لخته می­شود

انگشتر به سمت پارگی

کم نمی­آورم

بلند­تر می­شوم

در پیاده­روی چشم­ها و فلس­ها

راه را بی­جهت به حاشیه می­برم

با صورت جنینی یک مرد لاس می­زنم

.

.

می­شد

دوباره شیب را به حاشیه داد

انگار مرده بود

چشم به در داشت و به ورودی آب­های زهی

انگار مرده بود

.

به خود فکر کرده­بود

.

.

دو)

.

معشوقه­ی من در کانال­های شعبده!

چرا قهر می­کنی؟

.

به پیاله­های شیر نگاه کردم در طشت­های بزرگ

برای استفاده از سپیده­دم و ژامبون تازه و هوای ماهی الگو

.

یکی باید امتحان­ش را خوب بدهد

.

معشوقه­ی من!

می­خواهم ببوسم­ت

می­خواهم فحش­های نا­جور بدهم . . . . . . . . . . لازم می­شود

حتمن

می­خواهم کاری کنم

معشوقه­ی من!

با­هم شیر بخوریم

این­جا بمان

.

من به طرز عجیبی در سرعت ناشی­ام

.

می­خواهم با تو گرسنه نباشم

دوست­ت دارم

من این جا­م

من

. . الهام هستم

یکی باید امتحان­ش را خوب بدهد

لازم می­شود

این­قدر دوست­ش دارم که می­توانم فکر کشتن­ش را داشته باشم

.

.

به شما فکر می­کنم

لطفن به خاطر آورید

.

.

سه)

.

دستی . . . . روی آسیب­های شرم پرده کشید

این­جا

از روی خرابه­ها بلند می­شوم

دانه­های انگور

.

هر پوشیدنی برای ورود است

دروازه­های کهن­سالی در زیر پرچم­های ملی کلید می­خورند

روشنایی در دست­رس است

دستی برای پرچم­ها به اهتزاز در­می­آید

هر پوششی برای مکیدن است

هیپی­ها توی پرچم­ها

.

.

به پیش می­روم تا شاید جا بمانم

فاصله در ارتفاع مسلول است

خون­م جواب نمی­دهد

چرا حالیت نیست؟

چرا این همه سوراخ در پنبه­های خیس نمی­سوزاند؟

انگور میوه­ی پاییز است

گریز از وحشت تابستان

.

فرو می­ریزد

.

شب در تقاطع است

در تقاطع شلوغ می­کنم

فرصت انکار نداریم

تیله­ها­یم را جمع می­کنم

جايی کناری لازم است

.

لعنتی! صدات من رو می­کشه

لب­هات رو بدوز . . . . به جا­ها­یی از خودم

کاری نمی­کنم

.

سوت می­زنم که جايی بر­نگردد

کسی نفهمد که بر­گشتم

پس سوال می­کنم

لعنتی! الان کجای من­ای؟ . . . . دقیقن

.

.

چهار)

.

عاشق­های لعنتی . . در ساعت پنج عصر . . وقتی هوا کمی سایه می­گیره . .بلند می­شن . . خودشون رو پهن می­کنن تو خشتک شهر . . پا می­ذارن هر­جا بشه رفت . . وقتی شد . . و رخت­خواب­شون رو تو رویا پهن می­کنن . .

خر توی گل گیر می­کنه

خال­کوبی­های شهر رو­نمایی می­شه

و دخترا دوس­پسر­ا­شون رو ول می­کنن

.

کجا می­رن؟

.

.

آسیب­های شرم در ساعت­های مختلف به خاطر می­آورند

ساده و معمولی

با ضخامتی از­پیش­تعیین­شده

کاسه­ی سر­م داغ می­شود

داغ وقتی سایه همه­جا رو پوشونده

.

و شهر در مکان جفت­یابی ست

.

.

پنج)

.

به هر­کس که می­شود سلام برسانید

چون من تنها­م

 

el

1385

 


[ ]
+
APALUSS

                                                       ¥

Apaluss

و کتاب دعای میر­حسین کبیر

Apaluss

و می­فهمد که چه بازی کثیفی در دست دارد

Apaluss

و دکمه­های کنار بخاری

و دکمه­های پستان­دار

نخ و سوزن

و حباب­های صابون

من به کجا می­برم از او

کهنه­سال و دیر­پا

به مرگ ماننده و

دور دست­های خودم می­پیچم

از کلید می­ترسم

شتر­های قافله­ی هرات

سپید و عجب که ساعت هشت است صورت این مرد

.

و روی بلیط­های اتوبوس

راز بقا می­بیند

Apaluss

سرمه توی دهان و استخوان روی استخوان

 

پاییز 1384

el

 


[ ]
+
دوباره از بین ما . . . . .


قطع­نامه­ – کنفرانس اضطراری اعدام

خشونت، سرکوب، تجاوز و در نهایت اعدام­های گسترده در چند ماه گذشته در جمهوری اسلامی و اختناق شدیدی که بر مردم حاکم گشته است ما را بر آن داشت که با دعوت از تمامی هم­وطنان­مان از آنان بخواهیم در این زمینه به یاری هم­دیگر بشتابیم.

از آن­جایی­که تمامی ما ایرانیان نقاط مختلف ایران بی هیچ­گونه تمایزی، به­ویژه از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دین و با هر عقیده و مرام و مسلکی که داریم با هم برابر هستیم، اگر در هر کجای ایران چوبه­ی داری بر پا شود بی هیچ­گونه قید و شرطی آن را محکوم می­کنیم و تعهد می­دهیم که با استفاده از تمام توان خود از هم­دیگر حمایت متقابل خواهیم کرد.

انجمن پژوهش­گران ایران از تمامی افراد، گروه­ها، سازمان­ها، احزاب و تمامی فعالان و نهادهای حقوق بشری ایرانی در سراسر جهان دعوت می­کند تا با امضای این قطع­نامه صدای ایرانیان داخل ایران باشند که هر روزه زیر سرکوب حکومت جمهوری اسلامی هستند و فریادرسی ندارند. ما باید استفاده از امکانات و ارتباطات بین­المللی در راستای جلوگيری از اعدام و سرکوب گسترده در ايران به حمایت متقابل از یک­دیگر برخیزیم.

انجمن پژوهش­گران ایران

 

آدرس اینترنت 

www.pamtv.us

آدرس ایمیل

edaamkoln2009@gmail.com

اخبار کنفرانس

http://www.aciiran.com/edaam1.htm

www.aciiran.com

 


[ ]
+
دل م برات خیلی تنگ شده پسر کوچولوی عزیز مامان

خاطرات پلنگ صورتی

فکر می­کنی همه حال­شان خوب است . . فکر می­کنی همه زیر تخت­شان یک تپانچه است و حال­شان خوب است . . فکر می­کنی روی پوست­ت یک فرشته خمیازه­های کش­دار می­کشد . .

گوشی من بلوتوث ندارد

گوش من پرده ندارد که بشنوی همه­جا سکوت است و در سکوت

همه­ی حفره­های من مسدود است

تمام سوراخ­ها را گل گرفته­اند تا چاله پهن نشود تا حال­مان مدام بهتر شود که می­شود فکر می­کنی بلوتوث چیز خوبی ست

کرم­ها فقط می­خورند و نمی­پرسند و این خوب است فقط نمی­پرسند حتا از حال من نمی­پرسند حتا موریانه­ها هم خوب­اند

وقتی افقی روی تخت که تپانچه خوب است که توی اتوبوس لباس صورتی خوب است خیال من جفت و جور است از جانب سوراخ­ها و حتا یخ توی آب­های شور هم خوب است

ببین چه­قدر فرشته خوب است چه­قدر بادکنک آبی توی سرمای این گردی کله­ام خوب است سوراخ چه­قدر خوب است از بابت گوش هم خیال­م راحت است . . . . برای پست نامه­ها هم عجله­ای نیست . . برای سال­هایی که نبوده­ام

آواز نمی­خواندم سوتی پلنگ صورتی آرام آرام وقتی صدای برخورد کفش­ها تکان­دهنده­تر است از برق فشار قوی . . . می­خواهند خوب­م کنند می­خواهند پرده­های کرکره . . ولی بال­های فرشته که نیست . . . .

شنبه 11 مهرماه 1388

el

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!